|
با بارش عشق
|

سلام
همه حرفام رو تو دلم قاب میگیرم
و دلم رو دو دستی تقدیم خدا می کنم
سالی سرشار از معنا و آرامش براتون آرزو دارم
اینم عیدی من به شما
سلام
باید چی بگم از چی از کی چگونه و چرا؟
از خدا بگم از خدایی که معنای حقیقی اش خودمون هستیم و بس.که با به خود آمدنمون آفریدگارمون را هم می شناسیم.
مهربانی و صفا و صمیمیتش واسه همه ما اثبات شده.وقتی کنترل زندگی رو بدستش بدی تو رو به کانالهایی راهنمایی میکنه که برات تازه و ناب هستند.گر چه کانالهای قبلی زنگی ات رو هر چقدر هم که دوست داشته باشی واست رمزدار میکنه تا نتونی وارد بشی.
کارهای عجیبی میکنه به عجیبی کاراهایی که خودت میکنی و گاهی وقتی برمیگردی و یه نگاه کوچولو به روزای قبل میکنی از خجالت سرتو پایین میندازی و طبق رسم همیشگی واسش بهونه میاری که
"" خودت میدونی که من نبودم آخه اون شرایط ... مرسی هنوزم کنارمی""
اگه بخوای بالاتر بری باید از وابستگی هات کم کنی گر چه خودش تحمل داشتن رقیب رو نداره.
مهم اینه عزیزم که حداقل تمایل بهش داری و این خیلی مهمه.
عجب قدرتی داره ها مث قدرت عجیب خودت در برقراری ارتباط از راه دور بدون اینترنت موبایل تلفن و ...
عجب ارتباط زیبا و قویی
عجب مهربونه مث مهربونی خودت وقتی تمام کسایی که دلت رو شکستن می بخشی و اونا رو به فردای خودشون بدرقه میکنی.
عجب بزرگه به بزرگی روح بامعنای خودت که حداقل تونستی بفهمی با خدا بودن یعنی چی؟!
به بزرگی روح بامعنای خودت فهمیدی که نهایت آرامش اونه و با اون هست که همه چیز ممکن میشه.
تا حالا شده تو زندگی ات دنبال نشونه ها باشی اصلا میدونستی هر چیزی اعم از آدما یا اشیا و ... هر کدوم یه نشونه یه راهنما هستن از طرف خدایی.
حالا اگه تو با تمام با معنا بودنت هنوز نشونه ها رو پیدا نکردی باید ازش بخوای تا قدرت درک نشونه ها رو بهت بده.
دیدی دیدی تقصیر از ماست بعدهم برمی گردیم بهش میگیم آفریدی و ما رو تنها گذاشتی اینجا.
همه ادمای دور و برمون ویژگی خاص خودشون رو دارن و واسه همین خاص بودنشون هست که خدا دوستشون داره.پس بیا یه خرده تیزتر از قبل این مسیر زیبا رو طی کنیم.
یادت نره نشونه ها همیشه سر راهت هستن.بی اعتنا با سرعت زیاد ازشون رد نشی.
یه چیز دیگه میدونم که با آدمهایی برخورد کردی که همیشه از زمین و زمان گلایه دارن"" اگه من تهرون بودم..اگه کانادا..این مملکت خراب شده که هیچی اش درست نیست...""ایران یا کانادا روستایی یا تهرانی به حال خدا که فرقی نداره واسه اینکه هدفمون این نیست
یه کم با خودت خلوت کن ببین واقعا چی میخوای
یه کم به درونت توجه کن.
دوسال پیش در چنین روزی یه بنده خوب خدا به من یاد داد تا " همه چیز با خدا ممکن می شود" متولد شود خدایا هر کجا که هست به سلامت دارش.
این تولد همان و ماندن من همان. که از این تولد ارزشهای از دست رفته را باز یافتم و آموختم که بودن همیشه یک حضور ناب نیست.
عجیب دلم گرفته اس دلم بهونه حضور "ترین" را می گیرد.بهانه آوای معنا...
چقدر دلم میخواد حرف بزنم و از تمام ناگفته هایم بگویم اما سکوت را بر لبانم می آویزم و هیچ نمیگویم و حیا می کنم.
ای کاش کلمات را یارای بیان دورنم می بود.
با تمام وجودم در پیشگاهت سر به سجده می نهانم و بار دیگر از تو " صبر " را برای همه آرزو می کنم و حضورت در امتداد لحظه های گمشده زندگی مان.
دوستت داریم
صبا.. ۸ اسفند ۸۵ .. شیراز ..در کنار تو
وقتي چيزي را مي داني بايد در افشاي آن دانش بسيار محتاط باشي
شايد به زبان آوردن چيزي كه مي دانيم براي كسي كه بدون آن شادتر است
كار درستي نباشد
شايد دليل كم دانشي و بي اطلاعي بسياري از ما ظرفيت نداشتن ما براي قبول
و تحمل اين علم و آگاهي است
شايد بعضي مواقع لازم باشد بپذيريم يك،مساوي شش است
و نبايد در آن اصرار كنيم
وقتي قرار است يك مساوي شش شود و دلي آرام گيرد
خوب بگذار به خاطر آن دل تمام قوانين رياضي براي اين بخش از دنيا بي معنا شود