تبليغاتX
همه چیز با خدا ممکن می شود
با بارش عشق

 

 

 

 

 

دریا باش

که اگر کسی سنگی به سویت پرتاب کرد

سنگ غرق شود

نه آنکه تو متلاطم شوی

 

                                                  وقتی عاشقیم

                                                    تشنه بهتر شدن هستیم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 بهمن1385ساعت 13:4  توسط صبا   | 

 

 

در بن بست هم راه آسمان باز است

 

                                                     پرواز را بیاموز

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 بهمن1385ساعت 10:31  توسط صبا   | 



خداوند زمین را آفرید .
انسان را آفرید .
تمامی موجودات زمین و آسمانها را آفرید .
به انسان یا دآور شد که او را بر سایر مخلوقاتش برتری داده و اینکه چگونه باید در هر عملی و رفتاری این تمایز را به رخ بکشد .
اما انسان فراموش کار بود .
پس خالق یکتا هر از چند گاهی رسولی از جانب خود برای یادآوری به سوی انسانها روانه میکرد تا از خاطر نبرند که انسان هستند و در هنگام آفرینش روح خدایی در وجودشان دمیده شده .
آدمها آمدند و رفتند
رسولان آمدند و رفتند
دیگر یاد آوری بس بود هر آنچه که باید بداند را آموخته بود فرستاده ای را مامور کرد تا آخرین باشد و هر آنچه را که لازمه فطرت پاک انسانیست به آنها بیاموزد تا بشارت دهد به آنها از ثمره اعمال نیک و انسانیشان و انذار کند از اعمال غیر انسانی اما بشارت و بیمی که آخرین باشد .
فرستاده آمد با آنکه رسولان پیشین مزد آمدنش را به پیروان خود داده بودند بسیاری از آنها با دروغ و فریبکاری طوری وانمود کردند که گویی چنین پیام آوری را نمیشناسند چرا که با پذیرش آیین او در دکانها و بقالیهایی که به نام دین برای فریب خلق بر پا کرده بودند تخته میشد .
اما گروهی دیگر با وجود همه آزارها و سختیها به فرستاده و و خدای او ایمان آوردند .
اما همه رسولان مثل همه آدمها چند روزی میهمان این دنیا هستند رسول آخرین هم به اذن خدا زمین را ترک کرد .
اما آفریننده سبحان میدانست که انسان باز هم فراموش میکند چرا که او بهتر از هر کس ساخته دستش را میشناخت پس انسانهایی پاک از سلاله  رسول آخرین را مامور کرد که با یادآوری سنت آخرین پیام آور به
آدمها بفهماند که گر چه آنها خالق خود را فراموش میکنند اما او هرگز بندگانش را به حال خود رها نخواهد کرد .


اما لازم بود که زمین و همه آدمهایش برای آنکه آیین خاتمیت را از یاد نبرند تکان سختی بخورند . لازم بود بدانند که بخاطر حفظ آیینشان تا کجا و تا چه حدی باید بایستند و آزار ببینند . تا کدام مرز و حدود باید برای حفظ عدالت انسانی و کرامت و احترام به همنوع و دفع ظلم سختی و بلا ببینند ؟ آیا مرز این جانفشانی و ایثار در راه دین و عدالت تنها به فدا کردن خود و مال و ملک ختم میشود ؟ تا کجا باید دین و آیین را حفظ کرد و در برابر زور گو ایستاد ؟
* *
اکنون 1400 سال از آن واقعه بزرگ میگذرد اما همچنانکه حضرت رسول فرمود :
"« شهادت حسین آتشی را در دل مومنین عالم بر افروخته خواهد کرد که تا ابد سرد نخواهد شد ."»
هنوز که هنوز است یاد حسین و یاران تشته لبش در صحرای کربلا تلنگر سختی است برای همه کسانیکه به این زندگی دلخوش کرده اند و حاضرند بخاطر غنیمتهای بیشتر تن به هر پستی و ذلتی بدهند و زیر بار ظلم هر فاسد مستکبری بروند .
حسین و یاد آوری واقعه کربلا و خون علی اصغر که به آسمان پاشیده شد و به زمین بازنگشت و پیکر تکه تکه شده نوجوانی که شبیه ترین مردم به رسول خدا بود و دستان بریده شده ماه روی کربلا و آن دو کودک معصوم که از فرط تشنگی و ترس در آغوش هم جان دادند، آبروی هر انسان محافظه کار در مقابل ظلم و بی عدالتی را میبرد .

خون حسین و یارانش در زمانه کنونی ما یعنی احتیاط و جان پرستی و مال اندوزی زیر سایه ظلم و فساد موقوف .
خون حسین و یارانش یعنی در مقابل دیکتاتورهای زمانه سر خم کردن و پای میز های مذاکره نشستن برای آنکه از سر حق و حقوق خود کوتاه آمدن ذلت مضاعف است .

پیکر پاره پاره حسین و لبهای خشکیده او یعنی اگر در مقابل دین ما بایستید در مقابل همه دنیای شما خواهیم ایستاد تا پای جان خود که سهل است تا پای گلوی سوراخ شده کودک شش ماهه و قلع و قمع همه کسان خود خواهیم ایستاد .
نام حسین و یاد آوری آنچه در صحرای کربلا روی داد هشداریست برای همه قدرتهای شیطانی عالم .



شیعه نام و یاد کربلا را از بین خون و تحریف و جنایت حفظ کرد همچنانکه برای به فراموشی سپردن حماسه حسین و یارانش مزار او را شخم زدند به آب بستند باغ و مزرعه کردند ، اما شیعه جزء به جزء خاک کربلا را به خاطر سپرد تا به امروز که با ادای نام عاشورا هر نفاق و تکبر و خوردن مال بیت المال زیر سئوال میرود .
همچنانکه زینب کبری که سلام خدا بر او باد در مجلس یزید ملعون فرمود :
"« هر نیرنگی خواهی بزن و هر اقدامی که توانی بکن و هر کوششی که داری دریغ مدار که سوگند به خدا نه نام ما را میتوانی محو کنی و نه نور وحی ما را خاموش نمایی و ننگ این ستم را از خود نتوانی زدود رای تو سست است و شماره ایام تو اندک است و جمعیت تو پراکنده شود آن روز که منادی فریاد میزند : آگاه باشید لعنت خدا بر گروه ستمکاران باد ."»

دلهای طالب حقیقت در محرم جلا پیدا میکند .
محرم زمان بهترین بهره برداریهاست . در محرم حرفهایی که در سایر زمانهای سال خریدار ندارد به گوش دل شنونده دارد .اگر میخواهیم دم از حفظ حق و حقوق بزنیم ،اگر میخواهیم منافقان را رسوا کنیم، اگر میخواهیم سیل خروشان مردم را علیه دیکتا تورهای زمانه چون صهیونیسم جهانی بسیج کنیم وقت گفتن و بیدار کردن و هشدار دادن و شیر کردن و به جان کفتارها انداختن امروز است ، محرم است .
به قول آن شهید راه حسین « مرتضی مطهری » که از سفره سید الشهدا مرزوق باد :
شمر1300 سال پیش مرد و رفت شمر امروزت را بشناس .
شمر امروز شمشیر به دست ندارد،
شمر امروز چشمهایش خون گرفته نیست،
شمر امروز با خشم سخن نمیگوید ،
شمر امروز برای آنکه آل محمد و انسانهای آزاده را قلع و قمع کند به خود زحمت نمیدهد و دستش را به گلوی حقگویان نمیفشارد ،
چرا باید به خود چنین زحمتی دهد وقتی که میتوان با یک فشار انگشت به جای هفتاد و دو نفر صدها هزار انسان بیگناه را به خاکستر تبدیل کرد .
شمر امروز خود اعتراف میکند که در خاک سرزمینی که با آدمکشی آنرا غصب کرده برای آدمهای نازنین کره خاکی بمبهایی میسازد که میلیون میلیون آنها را به دنیای دیگر بفرستد و آن سازمان صهیونیستی که نام « سازمان ملل » را به خود گزارده در مقابل این اعتراف آشکار دچار گنگی و لالی میشو د.
شمر امروز آب دریغ نمیکند شرابی مینوشاند با بهترین طعمها لیکن مهلکترین زهرها را همراهش میکند .
 


شمر امروز برای خود صدها عمله و نوکر استخدام کرده تا از اموج ماهواره و فیلمهای سکس و مستهجن چونان دشمنانش را از سر راه بر داد که خودشان هم نفهمند از کجا خورده اند .

شمر امروز هر روز برای بچه های پیروان محمد مصطفی مد و تیپ روز میسازد تا وقتی مشغول ست کردن لباس و لاک ناخن خود هستند و وقتی به دنبال پاچه آب حوزی کردن شلوارها هستند تا به رهگذاران ثابت کنند زیر این شلوار زمخت یک جفت ساق پای برنزه شده هست نه سم بز ، دیگر وقتی برای شنیدن و دیدن جنایتهای امثال بوش و بلرو اولمرت باقی نماند .
آیا تا بحال از خود پرسیده ایم چرا باید قیمت یک سی- دی مبتذل از قیمت سی- دی خام کمتر و نازلتر باشد ؟ چرا دشمنان باید از جیب خود بدهند تا یک جوان ساده دل پای تصاویر مستهجن سکسی بنشیند ؟
شمر امروز حتی در میان سیاستمداران داخلی هم رخنه کرده همانها که میگویند: "چرا ایران باید بحث انکار هولوکاست را پیش بکشد؟ مگر ما دنبال دردسر میگردیم مگر از حمله نظامی آمریکا نمیترسیم؟ چرا باید پیگیر ماجرای مفسدان اقتصادی شد آنها که میلیاردها دلار از بیت المال میدزند؟ چرا ایران باید با کشورهای دیگر ارتباط سیاسی و اقتصادی برقرار کند ؟چرا رئیس جمهور باید به آمریکای جنوبی برود همانجاییکه آمریکا آنرا حیات خلوت خود نامیده بود .
چرا ایران سر انرزی هسته ای کوتاه نمیآید مگر از تحریمها نمیترسد ؟"
و مردم و آندسته از طبقه جاهل مردم که با شایعات آنتها ی ماهواره و حرفهای مفت نوکران کفتار صفت صهیون ناخواسته مروج سخنان صهیونیستها میشوند .
چرا ما که خود را منتسب به پیروی از قیام عاشورا میدانیم باید در مقابل یک مشت دزد فاسد متجاوز بترسیم چه چیزی داریم که از دست دهیم ؟ آیا همین مایی که اینقدر اسیر دست دشمنان خود هستیم و اینقدر چشم به دهان مبارک عده ای مزدور داخلی و خارجی دو خته ایم در وقت ضرورت و در وقتی که دیگر وقت است میتوانیم به راحتی از خود و خانوده و مال و ملک و فرزند بگذریم ؟
چرا باید اینهمه جاهل باشیم ؟
چرا باید اینهمه بی طاقت در مقابل مشکلات زندگی و جامعه باشیم ؟
 


در ذهن ما کرده اند که شیعه در هر زمان وبرهه باید مظلوم واقع شود شیعه باید همیشه ظلم ببیند شیعه یعنی بلاکش . در حالیکه سید الشهدا فرمود :"« ذلت از ما بدور است »"
در مکتب عاشورا شیعه و زیر بار ظلم و حرف زور رفتن یکجا جمع نمیشود چرا که شیعه و ترس با هم جمع نخواهند شد .
مرگ و پیروزی در نظر شیعه ء حسین یکی است و دارای یک ارزش همچنانکه مقاومت حزب الله با تمسک به قیام عاشورایی ثابت کرد که تمامی قدرتهای دنیا با همه ساز برگ جنگیشان و سیاستهای مزدورانه شان در مقابل شیعه عددی نیستند حتی تانکهای ضد زرهی مرکاوا ی اسرائیل جعلی که هیچ سلاح پیشرفته ای در مقابل آنها کارگر نیست در مقابل شیعه ء حسین آنچنان بلایی بر سرش میاید که رزیم وحشی و جعلی با بی آبرویی مجبور میشود در کارخانجات تولید این تانک پیشرفته را تخته کند .
شیعه اگر شیعه واقعی باشد هرگز نمی هراسد ، سازش نمیکند و زیر بار حرف زور گوی فاسد نخواهد رفت .

+ نوشته شده در  جمعه 13 بهمن1385ساعت 9:58  توسط صبا   | 

به نام خداي حسين

سلام...در مورد محرم اطلاع زيادي ندارم،تنها چيزي كه ميدونم اينه كه حضرت و خانواده شون

خيلي سختي كشيدن و  در نهايت  همه به ديدار حق شتافتند.
وقتي بيشتر فكر مي كنم ،به اين نتيجه مي رسم كه امام پشتشون به يه چيزي گرم بوده
 واسه اين همه درد
يه قدرت تحمل فوق العاده لازمه ،پس پشت قضيه چيزاي باارزشتر و

 نابتري وجود داشته كه ايشون حاضر شدن خود و خانواده شون اين مصيبتها رو بكشن.

تا ادم به جايي وصل نباشه تحمل يه درد كوچك هم سخته،نمونه هاي زيادي هست

از ادمهايي كه با اومدن يه مشكل توي زندگي شون به چه كارايي كه دست نمي زنن،

در واقع به اين باور نرسيدن كه يه قدرت ماورايي پشت همه ثانيه هاي زندگي مون وجود داره.

پيدا كردن اين قدرت نيازمند هيچ امكاناتي نيست،يه كم توجه و دقت يا تامل در ثانيه هاي

زندگي گذشته كافيه تا هر كدوم از ما اين قدرت عظيم رو با تمام وجودمون حس كنيم و براي

دركش نياز داريم كه بيشتر به خودمون و درونمون توجه كنيم و مراقبه بيشتر از خودمون داشته باشيم.

به نظرم امام عاشق بودن،انسانهاي عاشق براي رسيدن به عشقشون صبر و تحمل بالايي

 رو توشه راهشون مي كنن و حاضرن عزيزانشون رو هم در اين راه فدا كن.

 

زندگی زیباست ، اما شهادت از آن زیباتر است .  سلامت تن زیباست ، اما پرنده ی عشق ،

 تن را همچون قفسی میبیند که در باغ نهاده باشند . و مگر نه آنکه گردنها را باریکتر

 آفریده اند تا در مقتل کربلای عشق ، آسانتر بریده شوند ؟  اگر مقصد پرواز است 

 قفس ویران بهتر  . پرنده ی مهاجر از ویرانی لانه اش نمیهراسد .   و مگر نه آنکه از پسر

 آدم عهدی ازلی ستانده اند که حسین را از سر خویش بیشتر دوست بدارد ؟ و مگر نه

 آنکه خانه ی تن راه فرسودگی میپیماید تا خانه ی روح آباد شود ؟ و مگر این عاشق بیقرار

 را بر این سفینه ی سرگردان آسمانی ـ که زمین باشد  ـ برای ماندن در اصطبل خواب و خور

آفریده اند ؟ و مگر از درون این خاک ، اگر نردبانی به آسمان نباشد ، جز کرمهایی فربه و تن پرور

بیرون می آید ؟ اگر قبرستان جاییست که مردگان را در آن به خاک سپرده اند ، پس ما

قبرستان نشینان عادات و روزمرگی ها را ، کی راهی به معنای زندگی هست ؟


+ نوشته شده در  دوشنبه 9 بهمن1385ساعت 20:13  توسط صبا   | 

 

 

یوهو اینجا جشن تولده !!!!!!!!!!!!!

 بروبچ بپرین بالا می خوایم بریم جشن تولد....

صبا جان ! بیا کیک رو ببر تیکه تیکه

الهی صد ساله شدی

(کیف کنین این همه قافیه رو)

 

 

حالا بچه ها حمله

هر کی بیشتر کیک خورد......

بی جنبه ها خودتو نو خفه نکنین

پس کادوتون کو؟

 

اگه گفتین توش چیه ؟

عمرا که ندونین .

چون فقط صبا می تونه اونو باز کنه  

 دوستت دارم هديه ي خدايي من

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 بهمن1385ساعت 12:8  توسط صبا   |