باز غبار غم بر جان اندوهناكم نشسته... باز ابرهاي اندوه,آسمان دلم را پوشانده... و مي فشارد گلويم را بغض فروخورده ام... دلتنگم دلتنگ روزمرگي ، دلتنگ بيهودگي... چند روزي است كه اي كه به داغ عشق تو عالمي پر غوغا شده .:. صبا دست خالي است .:. اي كه به ناز حسنت دست خوبان همه ترنج گشته... از بهر ما گوشه نشينان و سوته دلان پيرهني ، عطري ، وعده ي ديداري بفرست تا باز شود ديده دنيا بينمان ورنه به حتم ز اين دلتنگي جانكاه اميد رهائي نمي رود خداياااااااااااا
+
نوشته شده در سه شنبه 12 مهر1384ساعت 11:14 توسط صبا
|