تبليغاتX
همه چیز با خدا ممکن می شود
با بارش عشق

 

 

 

 

 

امسال هم با تمامي خاطراتش رو به پايانه.چقدر زود تمامی با هم بودنهایمان گذشت جای همه کسایی که به دیدار حق شتافتند حسابی خالی خالیه.

دوستان همیشه همراه من حتما سال جدید ابستن اتفاقات شیرین و پر از مهر و عشق و محبت و معرفت خواهد بود.امواج بیکران الهی منتظرند تا من و شما آنها را در آغوش بکشیم و برای هر چه بهتر زندگی کردن از آنها استفاده کنیم.

از روزهای پاک و زیبای خدا

که در تقویم ها تفکیک شده می گویم

365 روز بهار را 365 هزار بار به شما تبریک می گویم

موقع تحویل سال نو یادمون باشه واسه همه چه خوب و چه بد چه می شناسیم و چه نمی شناسیم دعا کنیم.

تا 15 یا بیشتر تعطیل رسمی.اینم روبوسی عید

                                               

 

                                              

سال نو مبارک

+ نوشته شده در  شنبه 29 اسفند1383ساعت 8:3  توسط صبا   | 

دلم تنگ است و هر سازي که مي زنم بد آهنگ است.هر غروب آدينه بي اختيار دلم مي گيره و چشام باروني ميشه.احساس تنهايي عجيبي تمام وجودم رو ميگيره ؛احساس بي کسي و يتيمي.خدا جونم آخرين آدينه سال 83 هم دارم تموم ميشه و از اوني که واسش قلبم مي تپه خبري نيست. امسال هم بدون او سال تحويل ميشه.

... بيا که بي تو آسمان دلم اسير تيرگي هاست ...

                     اي  پادشه  خوبان  داد  از  غم  تنهايي

                                             دل بي تو به جان آمد وقت است که باز آيي

                     مشتاقي و مهجوري دور از تو چنانم کرد

                                             کز  دست  چه  خواهد  شد  پايان شکيبايي

چقدر دوست داشتم زمان تحویل سال نو حرم امام رضا بودم  ولی رضا جون حسابی ناز کرد آخه می دونه که نازش خریدار داره.خب دیگه حتما قسمت نبوده.  

در دايره قسمت ما نقطه پرگاريم                             لطف آنچه تو انديشي حکم آنچه تو فرمايي

 

+ نوشته شده در  جمعه 28 اسفند1383ساعت 22:50  توسط صبا   | 

همیشه و در همه جا به یادتم به یادم باش

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 اسفند1383ساعت 18:30  توسط صبا   | 

 

يکي از آيينهاي نوروزي امروز - که بايستي آميزه اي از چند رسم متفاوت باشد - " مراسم چهارشنبه سوري " است که در برخي از شهرها آن را چهارشنبه آخر سال  گويند.

برگزاري چهارشنبه سوري،که در همهً شهرها و روستاهاي ايران سراغ داريم، بدين صورت است که شب آخرين چهارشنبهً سال ( يعني نزديک غروب آفتاب روز سه شنبه )، بيرون از خانه، جلو در، در فضايي مناسب، آتشي مي افروزند،و اهل خانه،زن و مرد و کودک از روي آتش مي پرند و با گفتن : "  زردي من از تو ، سرخي تو از من "، بيماري ها و ناراحتي ها و نگراني هاي سال کهنه را به آتش مي سپارند،تا سال نو را با آسودگي و شادي آغاز کنند.تا زماني که از ظرف هاي سفالين چون،کاسه و بشقاب و کوزه،در خانه استفاده مي شد،پس از خانه تکاني،کوزهً کهنه اي از پشت بام خانه به کوچه مي انداختند؛ کوزه اي که در آن آب و چند سکه ريخته بودند. اسفند دود کردن و آجيل خودرن،فال گرفتن،" فال گوش " ( در کوي و گذر به حرف عابران گوش دادن و از مضمون آن ها براي نيت خود تفاًول زدن. ) و " قاشق زني " ( معمولا زنان روي خود را مي پوشانند و با قاشق،يا کليد به خانه ها در مي زنند،صاحب خانه شيريني،ميوه و يا پول در ظرف آنها مي گذارد.) نيز از باورها و رسم ها است. اين رسم ها و باورها در شهرهاي مختلف با يکديگر متفاوت اند. 

بي گمان چهارشنبه سوري از رسم هاي کهن پيش از اسلام نيست. در آن زمان هر يک از روزهاي ماه را نامي بود،نه روزهاي هفته را.ايرانيان شنبه و آدينه نداشتند و روز چهارشنبه يا يوم الاربعاء نزد عرب ها روز شوم و نحسي است.اين است که ايرانيان آيين آتش افروزي پايان سال خود را به شب آخرين چهارشنبه انداختند تا پيش آمدهاي سال نو از آسيب روز پليدي چون چهارشنبه بر کنار ماند. در باورهاي عاميانه، چهارشنبه روزي نامبارک است. سفر نبايستي کردن شب چهارشنبه، به احوال پرسي مريض نبايستي رفت.

آتش افروختن شب چهارشنبهً آخر سال، يا چهارشنبه آخر صفر را، برخي به قيام مختار نسبت مي دهند : مختار سردار معروف عرب وقتي از زندان خلاصي يافت و به خونخواهي شهيدان کربلا قيام کرد،براي اين که موافق و مخالف را از هم تميز دهد و بر کفار بتازد،دستور داد شيعيان بر بام خانه خود آتش روشن کنند و اين شب مصادف با شب چهارشنبه آخر سال بود.و از آن به بعد مرسوم شد. 

در برخي از شهرهاي آذربايجان چون اروميه،اردبيل و زنجان،همه چهارشنبه هاي ماه اسفند هر يک نقش و نام معيني دارند،که از جمله در منطقهً زنجان بدين شرح است:نخستين چهارشنبه را موله گويند و به شستن و تميز کردن فرش هاي خانه اختصاص دارد. دومين چهارشنبه را سوله گويند،در اين روز به خريد وسيله ها و نيازمنديهاي عيد مي روند.سومين چهارشنبه را گوله گويند و به خيس کردن و کاشتن گندم و عدس و غيره براي سبزه هاي نوروزي اختصاص دارد.چهارمين و آخرين چهارشنبه سال ( چهارشنبه سوري ) را کوله گويند؛ ( کوله در ترکي به معني کهنه و فرسوده است).در برخي از شهرهاي ايران، از جمله ايلام (نوروز آباد)، تويسرکان،کاشان،کرمان،زاهدان (قصبه مود) و ... مراسم چهارشنبه سوري را آخرين چهارشنبه ماه صفر برگزار مي کنند.در اصفهان چهارشنبه سوري را " چهار شنبه سرخي " نيز مي گويند. 

 يکي از دليل ها و سندهاي ديگري که نشان مي دهد چهارشنبه سوري از آيين هاي پيش از اسلام نيست، مي تواند اين باشد که مراسم آن در غروب آفتاب روز سه شنبه برگزار مي شود. در گاهشماري قمري آغاز بيست و چهار ساعت يک شبانه روز از غروب آفتاب روز پيش است؛ و چهارشنبه سوري، مانند بسياري از آيين ها، جشن ها و سوگواري هاي مذهبي همچون عيد غدير، نيمه شعبان، رحلت حضرت پيامبر ( ص ) که بر اساس گاهشماري قمري است،در غروب روز پيش برگزار مي شود. نحس بودن چهارشنبه در باورهاي عاميانه باعث شده،که هنوز بعدازظهر سه شنبه ( يعني شب چهارشنبه ) به احوال پرسي بيمار نمي روند،و پنجشنبه را عامه " شب جمعه " مي گويند. در صورتي که آيين هاي کهن مثل نوروز، مهرگان، سده و ... که بر اساس گاهشماري خورشيدي است، آغاز بيست و چهار ساعت روز، از سپيده دم و يا از نيمه شب است. آن چه که چهارشنبه سوري را به جشن ها و آيين هاي کهن ايران پيوند مي زند، مي تواند برگزاري رسم و جشني به نام " سور "، در روز پنجه ( خمسه مسترقه ) باشد که از آن تا سدهً چهارم، دوره سامانيان، آگاهي در دست است : صاحب تاريخ بخارا از برگزاري رسمي که " عادت قديم " و با افروختن آتش در " شب سوري " ( پيش از نوروز ) همراه بوده خبر مي دهد : ... آنگاه امير سديد ( منصور بن نوح ) به سراي نشست،هنوز سال تمام نشده بود که چون شب سوري، چنان که عادت قديم است،آتشي عظيم افروختند و پاره اي آتش بجست و سقف سراي در گرفت و ديگر باره جمله سراي  بسوخت و ...  

امروز،با رسميت يافتن تقويم مصوب 1304، ديگر از جشن هاي پنجه ( که در خوارزم، آغاز سال، و در پارس پايان سال بود ) کمتر نشاني ميتوان يافت. چهار شنبه سوري پايان ماه صفر نيز - تا آن جا که آگاهي در دست است -  فراموش شده، و تنها با برگزاري مراسم چهار شنبه آخر سال يا چهارشنبه سوري، که در بر دارندهً رسم هايي از فرهنگ عامه است، مردم به پيشواز نوروز مي روند.اين يادآوري لازم است که با وجود تکنولوژي هاي جديد خانه سازي،ايجاد مجموعه هاي مسکوني، آپارتمان نشيني، در دسترس نبودن " بوته و هيمه " ( به علت استفاده از گاز و برق به عنوان وسيلهً  حرارتي )، در اختيار نداشتن کوزه و پشت بام و فضاي مناسب جلوي در خانه،و دگرگوني هاي ديگر فرهنگي،مراسم چهارشنبه سوري هنوز چهرهً نمادين خود را - با دشواري، به ويژه در شهرها و محله هاي سنتي - نگه داشته است .

بر گرفته از سایت ترانه ها (http://www.taranehha.com)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 اسفند1383ساعت 17:48  توسط صبا   | 

 

با کوله باري ازغم که بردوش او سنگيني مي کرد به لب ساحل رفت تا با خود خلوت کند.

ديگر واقعا خسته شده بود با اشکي که از چشمش سرازير مي شد خدا را از ته دل فرياد زد و  رو به روي عظمت دريا به زانو درآمد و هم چنان در سکوت خود غرق بود که صدايي گوش نواز به او گفت: برخيز و به پشت سرخود نگاه کن جاده زندگي توست ازکودکي تا الان .

بلند شد و به پشت سر خود نگاه کرد ردپايي بود نوراني درکنار ردپاي خودش که در جاهايي با ردپاي خودش يکي شده است .

پرسيد: اين ردپاي کيست؟

 آن صداي آسماني گفت: آن ردپاي خداست که در کنار تو مي آمده است و در هنگام  سختي ها وگرفتاري با تو يکي شده است.

                                                                                           

   

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 اسفند1383ساعت 18:33  توسط صبا   | 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 اسفند1383ساعت 18:18  توسط صبا   | 

Friends are God's way of taking care of us دوستان، روش خدا برای محافظت از ما هستن.
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 اسفند1383ساعت 17:48  توسط صبا   | 

+ نوشته شده در  شنبه 22 اسفند1383ساعت 8:9  توسط صبا   | 

داشتم به این فکر می کردم که چرا بعضی دخترا این قدر نمک نشناس هستند یه عمر یه پسرو به دنبال خودشون می کشن ، خیلی راحت با احساساتش بازی می کنن؛پسر بیچاره با صداقت جلو می آد سعی می کنه همون طور که معشوقه اش می خواد باشه، خودشو به آب و آتیش می زنه ،پسره واسه آینده برنامه ریزی می کنه ، تو خیالش چی می گذره ، فکر می کنه طرفش فرشته اس تهی از هر گونه نا زیبایی ،خب همون اول به اون بیچاره بگو که واسه چی می خوای باهاش باشی تا اونم خودشو وفق بده واسه دوستی واسه ازدواج واسه هر چی ،یا همون اول خیلی راحت بگو نه و خودتو و طرفو خلاص کن یا اگه می گی بله تا آخرش باش،پسری که غرورشو واسه هیشکی خرد نمی کنه یه دفعه می بینی در برابر دختره خالی از غروره، تا می تونه خودشو پایین میاره ولی دختره خودشو می بره بالا، فکر می کنه اون بالا خبری ؛ نه عزیز بیا پایین بیا پایین ، بیا تا دنیا رو درست ببینی دختر خوب  پول و مقام و قیافه واسه هیشکی خوشبختی نمیاره اگه طرفو نمی خوای یا چشمت دنبال یکی دیگه اس یا اسمت سر یکی دیگه اس  همون موقع بگو نه،اون بیچاره رو یه هفته یه ماه یه سال حتی چند سال نذارسر کار،اگه برا یه لحظه هم شده خودتو بذاری جای اون می بینی که  یه ثانیه میشه یه قرن ؛

 اگه یه نفر با خودت این کارو کنه چه احساسی بهت دست میده ، چقدر متنفر میشی از اون ،فکر می کنی این مدت مثل یه عروسک باهات بازی کرده؛

خدا رو هم در نظر داشته باش ؛ غرور رو بذار؛ کنار این شهامت رو داشته باش؛ فقط یه کلمه بلی یا خیر.

البته این کارا از یه پسر هم بر می آد.

همیشه به دنبال بهترین باشید تا از آن شما شود.

+ نوشته شده در  شنبه 22 اسفند1383ساعت 6:20  توسط صبا   | 

مي خواهم در لذت و شادي و رضايت زندگي کنيد.

مي خواهم دست مهر و محبت بر سرتان بکشم.

می خواهم غرق نعمت هایتان کنم.

مي خواهم سر به دامان من بگذاريد و گريه کنيد تا به آرامش برسيد.

مي خواهم با غرور شما را به فرشتگان نشان بدهم و به آفرينشتان افتخار کنم.

مي خواهم برايم گريه کنيد تا بخندانمتان.

مي خواهم از من بخواهيد تا به شما بدهم.

مي خواهم فقط به ياد من باشيد و فقط مرا صدا بزنيد.

من يگانه کسي هستم که شما را آفريده است.

+ نوشته شده در  جمعه 21 اسفند1383ساعت 9:10  توسط صبا   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 اسفند1383ساعت 10:41  توسط صبا   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 اسفند1383ساعت 10:31  توسط صبا   | 

پرنده بر شانه هاي انسان نشست . انسان با تعجب رو به پرنده كرد و گفت : اما من درخت نيستم . تو نمي تواني روي شانه ي من آشيانه بسازي.

پرنده گفت : من فرق درخت ها و آدم ها را خوب مي دانم . اما گاهي پرنده ها و انسان ها را اشتباه مي گيرم.

انسان خنديد و به نظرش اين بزرگ ترين اشتباه ممكن بود.

پرنده گفت : راستي ، چرا پر زدن را كنار گذاشتي ؟

انسان منظور پرنده را نفهميد ، اما باز هم خنديد.

پرنده گفت : نمي داني توي آسمان چقدر جاي تو خالي است . انسان ديگر نخنديد . انگار ته ته خاطراتش چيزي را به ياد آورد . چيزي كه نمي دانست چيست . شايد يك آبي دور ، يك اوج دوست داشتني.

پرنده گفت : غير از تو پرنده هاي ديگري را هم مي شناسم كه پر زدن از يادشان رفته است. درست است كه پرواز براي يك پرنده ضرورت است ،اما اگر تمرين نكند فراموشش مي شود.

پرنده اين را گفت و پر زد . انسان رد پرنده را دنبال كرد تا اين كه چشمش به يك آبي بزرگ افتاد و به ياد آورد روزي نام اين آبي بزرگ بالاي سرش آسمان بود و چيزي شبيه دلتنگي توي دلش موج زد.

آن وقت خدا بر شانه هاي كوچك انسان دست گذاشت و گفت : يادت مي آيد تو را با دو بال و دو پا آفريده بودم ؟ زمين و آسمان هر دو براي تو بود . اما تو آسمان را نديدي.

راستي عزيزم ، بال هايت را كجا گذاشتي ؟

انسان دست بر شانه هايش گذاشت و جاي خالي چيزي را احساس كرد . آن گاه سر در آغوش خدا گذاشت و گريست ............................

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 اسفند1383ساعت 10:19  توسط صبا   | 

۱- در فرهنگ لغات خود شکست را تجربه معنا کن

۲- به هیچ کس امید نداشته باش جز خدا

۳- قلبت را از نفرت خالی کن تا خوشبختی در آن لانه کند

۴- به تفسیر و تعبیر کارهای دیگران نپرداز

۵- تا اب خود مهربان نباشی نمی توانی به دیگران مهر بورزی

۶- به قدر توان تلاش کن و نتیجه را به خدا واگذار کن

۷- اندوه روز نیامده ات را به روز آمده ات میفزا

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 اسفند1383ساعت 9:37  توسط صبا   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 اسفند1383ساعت 9:23  توسط صبا   | 

مژده ای دل که دگر بار صبا باز آمد

                                            بلبل خوش خبر از طرف سبا باز آمد

سلام دوستان خوب من

من یه چند روزی حالم خوب نبود نیومدم  حتما راحت بودید از دست من

شرمنده همتون هستم .راستش هر چه به عزائیل اصرار کردم که منو

ببره عزرائیل هم خوشش نیومد.باید یه جورایی ما رو تحمل کنید

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 اسفند1383ساعت 9:20  توسط صبا   | 

صبح آدینه 14/12/83 رفتم واسه اینکه برای همیشه از مرضیه تو این دنیا خداحافظی کنم . اون زمان که مرضیه رو تو جایگاه ابدی اش خوابوندن من بالا سرش بودم . خدایا این که مرضیه نیست ،چه زیبا شده بود چهره اش سفید و نورانی با گونه ها و لبی سرخ و خندان . چه آرام در بستر خاک آرمیده بود. صدای بال فرشتگان را می شنیدم ، تمام فضا از عطر گل هایی که فرشتگان به دست داشتند و یکی یکی اونا رو به مرضیه هدیه می کردن آکنده شده بود .مرضیه با تبسمی زیبا پذیرای همه آنها بود . آری! دیدم که مرضیه سوار بر بال فرشته ها سرشار از غرور به سوی آسمون پرواز می کنه . امشب تموم آسمون با ستاره ها واسه تولد مرضیه چراغونی شدن . تو احساس نمی کنی امشب آسمون زیباتر از همیشه اس. راستی مگه تو به جشن دعوت نشدی ،راستی هدیه تو چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هدیه من یه صلوات یه فاتحه یه سوره کتاب اسمانی فقط اومدم بگم مرضيه جونم تولدت مبارک
+ نوشته شده در  جمعه 14 اسفند1383ساعت 22:7  توسط صبا   | 

خدای من خدای مهربانم دستام قدرت نوشتن ندارن دستام می لزرن اشک از چشمام جاری شدن

خدایا نمی تونم جلوشون رو بگیرم

خدایا چیکار کنم خدایا دلم گرفته خدایا می خوام فریاد بزنم

الان دوست بهتر از جانم زنگ زد بی نهایت خوشحال شدم طولی نکشید که خندهای من به گریه تبدیل شد،

آره خبر از تصادف خانواده و فوت خواهرش رو می داد مامانش تازه به خاطر سرطان عمل کرده بود.

خدای من برام گفت که مامان و بابا چقدر حالشون بده.

ای خدا  این جعبه جادو شده همدم من.

دیگه نمی تونم بنویسم دیگه دستام جون ندارن دیگه این اشکا نمی زارن.

می خوام برم کنج اتاقم تا بتونم راحتر گریه کنم.نه بهتره وضو بگیرم آماده بشم  واسه نماز و قرآن.

از فردا من می رم خونه شون واسه اینکه جای خواهرشو واسش پر کنم و تو کارا کمکش باشم

می خوام همون طور که شریک شادی هاش بودم شریک غمش هم باشم اگه قابل بدونه .

 

خدا اگر ز حکمت ببندد دری                   ز رحمت گشاید هزاران در دیگری

 

مگر مرگ چیست ؟؟؟؟

جز برهنه در باد ایستادن و در هوای آفتاب ذوب شدن

 

ای ای ای روزگار منو تو اوج خوشی وقتی داشتم تو آسمونا پرواز می کردم رسوندی

به قعر غم و محکم منو زدی زمین مثل اینکه تو آسمونا جای من نیست .

 

لطفا واسه شادی روحش یه صلوات بفرستید . دعا یادتون نره .......................

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 14 اسفند1383ساعت 7:15  توسط صبا   | 

 

ای همراه من تنها با تو تا اوج عشق هم پروازم با قلب تو دلدار من هم آوازم

توهم پای من تنها با من هم آوایی  با قلب من آشنایی تکیه گاهی هم صدایی

ما فریاد عشق در قلب شب ز گرمی  عاشق های بی صداییم

ما دل می بازیم دریا دریا تا بی کران عاشق های بی پرواییم

تو با من بمان ای مهربان چون ماه شب در آسمان بر من بتاب تا بی کران مثل مهتاب

من تا مرز جان از عشقمان می سوزم ای آرام جان بر من بتاب  تا کهکشان مثل آفتاب

ای تو رویای شب های من

عشقو ببین تو چشمای من

دستاتو تو دست من بگذار در لحظه های دیدار

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 اسفند1383ساعت 20:39  توسط صبا   | 

يه مدتي بود که خدا توي زندگي من ديگه رنگي نداشت توش مونده بودم که آيا خدايي وجود داره يا نه ؟؟؟؟؟؟ کنار هر چيزي يه ؟ بود.هيچ چيز برام قابل درک نبود هر چي خدا مي اومد جلو من خودمو مي کشيدم کنار.

همه کارام رديف بود به ظاهر همه دوست داشتن جاي من باشن  هيچ چيز تو زندگي دنيوي کم نداشتم.ولي آيا کسي از دورن من باخبر بود ؟؟کسي پيدا مي شد که منو درک کنه    منو بفهمه    کسي بود که جواب محبت هاي منو بده.

کو آن آغوش گرم و مهربان  کو آن شانه ها براي گريستن   (شانه هايت را براي گريه کردن دوست دارم ) نه کسي نبود  هيچ کس ............

خدايا!

کجايند ياران من

 کجايند همدم لحظه هاي تنهاييم

کجايند همرازانم

کجايند همدلانم

هيچ کس نفهميد که خندهاي من از گريه هم تلخترند هيچ کس

ديگه مطمئن شدم که خدا هم منو دوست نداره يه مدت بدون اون زندگي کردم (بدترين دوران زندگي ام) قيد همه چيز و هم کس رو زدم . یهو همه یادشون به من افتاد  یادشون اومد که من هم زنده ام   دوستام می اومند  هر چه مي گفتند من نمي شنيدم   هر کاري مي کردند من نمي ديدم

چقدر منو دعوت مي کردن  چقدر برام زنگ مي زدن و گاهي تا سه ساعت هم واسم صحبت می کردن  ولي من نه مي شنيدم و نه مي ديدم هيچ سخني بر زبان نمي راندم ماه رمضان از راه رسید اما واسه من فرقی نمی کرد  .يهو يه فرشته با يه روح بزرگ  یه روز زیبا  از طرف خدا به زمین اومد و.آره اون اومد با يه جامه سپيد رنگ  دلش مثل دريا بزرگ و آبي روح اش لطيف و سبز .برام از خدا گفت و از امام رضا .اومدم خونه  اون شب سومين شب قدر بود . خدايا چي شد من تغيير کردم .اون شب (بهترين شب زندگي ام ) من خدا رو با تمام وجودم درک کردم و مطمئن شدم که هميشه با منه (چه بخوام و چه نخوام) .من شدم عاشق   عاشق خدا و امام رضا .

هر شب وقتی از سر کار می اومدم  خونه با خدا می رفتیم  حرم امام رضا  و من اونجا  نماز مغرب و عشامومی خوندم .ديگه منم رو زمين زندگي نمي کردم  شبا رو ابرا مي خوابيدم صبح ها با صدای خدا از خواب بیدار می شدم و.........

الان هم خدا کنار من نشسته  يه نگاهي کن کنارت ببين خدا رو مي بيني .

راستی :

الان مي خوام برم دانشگاه اسم بنويسم واسه مشهد(البته يا بار رفتم يه مشکلي پيش اومد که ننوشتم تا رسيدم خونه  و آماده شدم واسه نماز اون قدر گريه کردم که خوابم برد مي خواستم قيد همه چي رو بزنم ولي آدم عاشق هر چي بهش بي توجهي کنن اون بيشتر .... ) اميدوارم تو قرعه کشي اسمم بيرون بياد (امروز آخرين مهلت ثبت نام)

التماس دعا .

فرشته مهربونم به يادم باش به يادتم

 

ميشه کنج حرمت گوشه قلب من باشه      ميشه قلب منو مثل گنبدت طلا کني

يا علي  موسي الرضا ميشه به من نگا کني        اون قدر رضا  مي گم تا دردمو دوا کني

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 اسفند1383ساعت 13:52  توسط صبا   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 اسفند1383ساعت 9:22  توسط صبا   | 

من می گم عشق همون محبت مادر به فرزنده به فرزندی که بعد مدتها دوری به خونه بر میگرده و مادر چه عاشقونه اونو در آغوش خودش می گیره و اشکی گوشه چشم های زیباش می درخشه مثل شبنم روی گلبرگ گل .

می خواستم بگم مامانی جونم امروز صبح:

 

دیدم که یواشکی اشکتو پاک کردی

دیدم که اون موقع که داداشو توی آغوشت می فشردی رو زمین نبودی

دیدم که تو آسمونا بودی

الان هم که باهاش خلوت کردی و باز هم می تونم حدس بزنم که دارین چی بهم می گین

چه عشق زیبا و پاکی

دوستتون دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 اسفند1383ساعت 9:8  توسط صبا   | 

 

برف از بلورهاي تشکيل شده است که بين آنها هوا وجود دارد.وقتي نور وارد اين بلورها مي شود,هواي بين بلورها را روشن مي کند. به همين سبب بلورهاي برف درخشان و سفيد مي شودند. باران و يخ چون بلوري نيستند و نوري درون آنها نفوذ نمي کند رنگ تيره اي به خود مي گيرند.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 اسفند1383ساعت 9:4  توسط صبا   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 اسفند1383ساعت 10:3  توسط صبا   | 

بسم الرب العشق

صبا جون عزيزم سلام – حالت خوبه – چطوري؟!

 صبا جون مي دوني كه خيلي دوستت دارم و هميشه به يادت هستم.

من مي تونستم كوزه هايت را پر از موج كنم،اما طوفان از راه رسيد و موجها را با خود برد.

من مي توانستم در يك صبح تازه سرم را روي شانه هايت بگذارم و گريه كنم اما غرورم نگذاشت.

بهترينم بديهايم را ببخش! دوري ها از تو را هم ببخش.

از تو مهربانتر كيست كه دردهايم را با او در ميان بگذارم و زخمهاي دلم را برايش بشمارم؟؟؟؟؟؟؟؟

در روزهايي كه ابرها بي وقفه بالاي سرم راه مي روند،جز تو چه كسي زير درخت بيد مي ايستد و برايم ترانه مي خواند؟؟؟؟؟

در شبهايي كه ماه و ستارگان و آتشكده ها و فانوسها هر يك به سويي مي گريزند ، جز تو چه كسي شمعي در دلم روشن مي كند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوست ندارم كه بگويم دوستت دارم                        دوست دارم كه احساس كني كه دوستت دارم

در عشق تو صد گونه ملامت بكشم               ور بشكنم اين عهد غرامت بكشم

ليلي جون عزيزم اينو بدون كه بيش از اون چيزي كه تصور كني دوستت دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 اسفند1383ساعت 8:40  توسط صبا   | 

اكثر سرويس هاي مهم و معروف اجازه پيوست فايل با حجم زياد را نمي دهند. البته با سرويس gmail مي توان تا حداكثر 10 MB فايل را ضميمه كرد . سايت www.yousendit.com امكان ارسال فايل هاي حجيم تا 1GB را به ايميل افراد فراهم كرده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 اسفند1383ساعت 8:24  توسط صبا   | 

Gmail  سرويس ايميل جنجالي و 1 GB  شركت Google .

 

1-   چگونه از ايميل هاي رسيده به gmail  مطلع شود؟

بوسيله برنامه كمكي gmail notifier  كه توسط شركت گوگل ارائه شده است.با نصب اين برنامه كم حجم، در قسمت tray system     ويندوز آيكن كوچكي فعال خواهد شد كه به محض رسيدن ايميل شما را باخبر مي سازد .

      اين برنامه مفيد را از آدرس زير دانلود كنيد :

http://toolbar.google.com/gmail-helper

 

2-  بخش label  در پست الكترونيكي gmail  چيست ؟

از بهترين امكانات gmail  كه براي دسته بندي دقيق نامه هاي شما به كار مي رود با اين امكان مي توان يك نامه دريافتي را در يك label  جاي داد و در صورت نياز با يك كليك روي آن label   به نامه خود دسترسي داشته باشيد.حتي مي توان براي يك نامه چندين label  گذاشت.

( ساير سرويس هاي پست الكترونيكي چنين قابليتي را ندارند.)

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 اسفند1383ساعت 8:0  توسط صبا   | 

1-       اگر كسي به شما يك تكه از ابر آسمان را بدهد،با آن تكه ابر چه مي كنيد؟

2-       از پنج انگشت دستتان(دست چپ و راست فرقي ندارد) به ترتيب كدامها را بيشتر دوست داريد؟

 

    

و حالا نتيجه تستها؛

 

 پاسخ تست اول:در اين تست گفته شده كه ابر نمادي از عشق شماست...

 

 

پاسخ تست دوم:انگشت شست نشان دهندهء پول است،انگشت اشاره نشاندهندهء كار و مسئوليت   است،اون انگشت كه از همه بلندتره،نشان دهنده خودتان است انگشت انگشتري،همسرتان و آخرين انگشت يعني انگشت كوچيكه بچه يا بچه هاتون مي باشد 

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 اسفند1383ساعت 8:42  توسط صبا   | 

هر شب ستارگان آسمان را مي نگرم و تو را در آسمان دلم مي بينم

آنگاه چشمان منتظرم را مي بندم به اميد ديدار تو

 

مي دونم كه امشب مي آي  چشم براهم

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 اسفند1383ساعت 8:21  توسط صبا   | 

زندگي وابستگي متقابل است

هيچ كس مستقل نيست،حتي براي لحظه اي نمي تواني تنها زندگي كني .به حمايت تمام هستي نيازمندي

هر آن دم است و باز دم .نه اين يك پيوند نيست

اين وابستگي متقابل محض است

 

دوست خوبم هميشه به يادتم و به يادم باش

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 اسفند1383ساعت 10:56  توسط صبا   | 

 

.VAB  : فايل كتابچه آدرس در برنامه Microsoft Outlook   را با اين پسوند نشان مي دهند.

 

 .WIN : اين پسوند نشان دهنده فايل Windows  در برنامه پايگاه داده يVisual FaxPro ( محصول ماكروسافت ) و برنامه هاي پايگاه داده اي dBase  است.

 

 .VML : اين پسوند نشان دهنده فايل زبان VML  است.و از اين زبان در برنامه هاي كاربردي موجود در بسته  نرم افزاري Microsoft Office 2000  استفاده مي شود.

 

.RNX,.RMM,.RPM : اينها نشان دهنده فايل رسانه اي به كار رفته در برنامه Real Player  است.

 

RTL . : معرف فايل Run-Time Library  و در برنامه هاي شركت Norton Utility  و Symantec  استفاده مي شود.

 

.SCF : فايل فرمان در مرورگرIE

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 اسفند1383ساعت 10:48  توسط صبا   | 

یک لحظه دیدن رخ جانانم آرزوست

یکدم وصال آن مه خوبانم آرزوست

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 اسفند1383ساعت 6:30  توسط صبا   | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 اسفند1383ساعت 6:24  توسط صبا   | 

رجيستري چيست؟  

يک پايگاه داده جهت ذخيره و بازيابي تنظيمات و پيکر بنديهاي موجود در ويندوزهاي 32 بيتي مشتمل بر 9x,NT,Me,2000,XP   که شامل اطلاعات قطعات سخت افزاري و نرم افزاري کاربران و الويت هاي آنها مي باشد.

تغييرات غير مجاز در رجيستري باعث تخريب سيستم و انهدام اطلاعات داخل سيستم ميشود.براي اعمال تغييرات داده شده گاهي بايد سيستم را بوت کنيد.

ورود به رجيستري :

Start / Run / Regedit

درايو نصب ويندوز / Windows / Regedit

 

جهت مخفي کردن درايوهاي My Computer  مسير زير را طي کنيد :

 

HKEY_CURRENT_USER/SoftWare/Microsof/Windows CurrentVersion / Policies / Explorer

 

    در پانل سمت راست متغييري از نوع  DWORD به اسم NoDrives  به طريق زير تعريف کنيد:

Edit / New / Dword Value

روي NoDrive  دابل کليک کنيد تا پنجره Edit DwordValue  باز شود آنگاه در قسمت Base ،Decimal را فعال کنيد و مقدار Value Data  را از ليست زير بر حسب اينکه ميخواهيد هر چند از درايوهايتان پنهان شود را انتخاب و اعداد مربوط به آنها را جمع بزنيد .به عنوان مثال براي پنهان شدن داريوهاي C و D   بايد Value Data =12  باشد .

 

A=1 / B=2 / C=4 / D=8 / E=16 / F=32 / G=64 / H=128 / I=256 / J=512 / K=1204 / L=2048 / M=4096 / N=8192 / O=16384 / P=32768 / Q=65536 / R=131072 / S=262144 / T=524288 / U=1048576 / V=2097152 / W=4194304 / X=8388608 / Y=16777216 / Z=33554432 / ALL=67108863   

جهت غير فعال کردن گزينهShutdown  :

پس از طي کردن مسير بالا يک متغيير از نوع  Dword  با نام   NoClose  ايجاد كنيد براي غير فعال کردن Shutdown  مقدار آن را يک و براي فعال کردن آن مقدار را صفر وارد کنيد.

 

جهت پاک سازی My Doucuments  پس از خروج از ويندوز:

مسير بالا را طي کنيد سپس يک متغيير با نام ClearRecentDocsonExit  از نوع  Dword تعريف کنيد .جهت فعال سازي اين ويژگي مقدار آن را برابر يک و جهت غيرفعال کردن آن،صفر را وارد نمائيد.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 اسفند1383ساعت 11:24  توسط صبا   | 

هر تجربه اي موفقيت است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 اسفند1383ساعت 11:22  توسط صبا   | 

- گاهي براي دوستتان روي پيام گير تلفنش،پيام دوستانه اي بگذاريد.

- براي اينكه نسبت به يكديگر علاقه و محبت بيشتري احساس كنيد،با هم رازهاي              كوچكي داشته باشيد.

- يكي از نشانه هايي كه رابطه شما به خوبي در حال پيشرفت است،اين است كه دوستتان بدون هيچ دليل خاصي و تنها براي شنيدن صدايتان با شما تماس مي گيرد.

- سعي كنيد همه كساني كه با شما دوست هستند در يك رده سني نباشند.

- اگر دوستتان به شما اجازه مي دهد كه وسايل مورد علاقه اش را قرض بگيرد بدانيد كه خيلي دوستتان دارد.

- از دوستتان انتظار نداشته باشيد علم غيب داشته باشد و خود به خود از آن چه شما مي خواهيد باخبر شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 اسفند1383ساعت 11:21  توسط صبا   | 

سپاس و ستايش مخصوص خداوندي است كه پروردگار جهانيان است و آنكه بنده را سپاس نهد ، خداي را سپاس نهاده است.

در اينجا از راهنماييهاي حكيمانه و همكاري استادانه جناب آقاي كيوان قاسمي  كه روشنگر و دليل راه من بودند ، كمال سپاسگزاري را دارم .

از ايرد يكتا بهروزي و نيك انجامي و موفقيت روزافزون را براي اين عزيز فرزانه آرزو دارم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 اسفند1383ساعت 11:19  توسط صبا   | 

پروردگارا،به تو پناه مي برم که از آنچه نمي دانم سخن بگويم و راه جويان را همچون خويشتن در تيه گمراهي و ضلالت سرگردان سازم .

بار الها روا مدار در ظلمات جهل و ضلال،از چراغ هدايت دور افتم و بيغوله را از شاهراه باز نشناسم.

صحيفه سجاديه

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 اسفند1383ساعت 9:16  توسط صبا   |